چند روز پیش دوستی این پاراگراف رو از متن کتاب ملت عشق برام فرستاد:
قانون چهاردهم : به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو. بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تو. نگران این نباش که زندگی ات زیر و رو شود. از کجا معلوم زیر زندگی ات بهتر از رویش نباشد...
من همیشه مبارز بودم، یعنی بارزترین ویژگی شخصیتیم همین جنگجو بودنمه، کافیه یه هدف داشته باشم، شده خودم رو به آتیش بکشم باید بهش برسم، این روزا خیلی به این مطلب فکر می کنم و این که باید خودمو تغییر بدم، به قول دکتر هولاکویی برنده بودن با موفق بودن فرق داره، سخته ولی باید یادبگیرم به جای اینکه خودمو فدای اهدافم کنم، خوب زندگی کنم، شاد زندگی کنم. خدا می دونه که چقدر آرزوی یه زندگی آرام رو دارم. این چند روز که به خودم مرخصی دادم حس می کنم یه بار بزرگی از دوشم برداشته شده این حجم از سبکی و راحتی رو تا به حال خیلی خیلی کم تجربه کردم.